تبلیغات
♦ الــــــــهه شــــــــرقـــــی ♦ - بعد از دو سال... همدم من!

بعد از دو سال... همدم من!




دو سال پیش بود, دقیقن موقعی بود که حس می‌کردم تنهام, حس می‌کردم خیلی حرف‌ها هست که نیاز به بیان کردنشون دارم, حس می‌کردم دلم دیگه جای خالی نداره تا ناگفتنی‌ها رو تو خودش جا بده
حس کردم باید حرف بزنم, حالا فرقی نمی‌کنه از کجا و چه حرفی, اما حرف گفتنی رو باید گفت!
حالا کو گوش شنوا! گوش شنوایی که محرم باشه, بشنوه تو رو, دغدغه‌هات رو! غم و شادیت رو!
پیداش کردم... باورتون می‌شه تو دنیای مجازی پیداش کردم, تو دنیای صفر و یک‌ها! 
اسمش هم پیشنهاد یه عزیز بود, گفت دختر ایران‌زمین, اسم سنگ صبورت رو بذار: الهه‌شـــرقی
دو سال با خوبی و بدی گذشت, الهه شرقی شد همدمم, دفتر خاطرات روزهای زندگیم
سنگ صبوری که گوش شنوای خیلی از اتفاقات زندگیم بوده... از تصادف تلخم نوشتم براش تا شیرینی اتفاق قشنگ زندگیم
از مرگ نوشتم که سایه‌اش خیلی سنگین بود و از روح پر طراوت تولد, گوش کرد و دم نزد
خیلی وقت‌ها گله داشتم, خیلی وقت‌ها اشک داشتم, شنید منو, دید گریه‌هام رو, ولی شکایتی نداشت
یه وقت‌هایی تو اوج خوشحالی حس کردم باید بیام سراغش و کلی جیغ بزنم, اومدم و فریاد شادی زدم
الهه شرقی باعث شد الان کلی دوست خوب و مهربون داشته باشم که برام عزیزن و کیمیای زمانه
یه روز دستی کشیدم به سر و روش و در و دیوارش رو رنگ زدم
یه روز عکس قاب کردم به دیوارش, یه روز موزیک براش گذاشتم, اما الهه شرقیم با همه وجود پذیرای من بود
هیچ وقت باور نداشتم یه همدم مجازی, انقدر برام عزیز باشه, اما شد و هست و خواهد بود
حالا دو سالش شده این همدم مهربونم, تولدشه الهه شرقی من
حس کردم به خاطر همه صبوریش, به خاطر همه مهربونیش, لازمه که با تمام وجود بهش بگم:

الــــــــهه شــــرقی من, تـــولد دو سالگیــــت مبــــارک 


دیدگاه ها : نظرات

نوشته شده در : سه شنبه 23 خرداد 1391 ساعت 22:39      نگارنده : MISS SAYTA




تبلیغات

X