تبلیغات
♦ الــــــــهه شــــــــرقـــــی ♦ - دست دعا

دست دعا




راستش از اینکه بخوام تو بلاگم زانوی غم بغل کنم و اندوه پراکنده، راضی نیستم
اما خب اقتضای این دنیای بی‌رحم و مروت اینه این روزها... نگرانم این روزها، نگران و مشوش
امیدوارم نگرانی‌مون بیهوده و بی دلیل باشه، امیدوارم آرامش باشه در پس این روزها
الان یکی دو روزه مدام خبرهای ناراحت کننده و ناخوشایند به گوشم می خوره 
خبرهای ناخوشایندی که در ابتدا اصلن نمی‌تونی باورشون کنی و بعد از باورشون نمی‌دونی چی کار کنی
عجب دنیای بی رحمی داریم، عجب سرنوشت و عاقبت تلخی داریم، یعنی چی؟ این فلسفه به دنیا اومدن چیه؟ فلسفه مرگ و دست و پنجه نرم کردن باهاش چیه؟ اصلن این فلسفه اومدن و رفتن چیه؟ بازی مرگ و زندگی چه دلیلی داره؟
چرا حکمت خدا اقتضا می‌کنه که بنده‌هاش با بیماری مبارزه کنند؟ تلخی فقدانشون رو کی می‌تونه تاب بیاره؟ خیلی ناراحت و خسته و آشفته‌ام از این مسائلی که ذهنم رو درگیر کردن، نمی‌دونم باید چی کار کرد، اما در حال حاضر فقط دعا چاره‌سازه، فقط دعا 
امیدوارم همه چیز خوب پیش بره و سلامتی مهمون خونه‌ها باشه، نه بیماری

دیدگاه ها : نظرات

نوشته شده در : دوشنبه 20 شهریور 1391 ساعت 00:42      نگارنده : MISS SAYTA




تبلیغات

X