تبلیغات
♦ الــــــــهه شــــــــرقـــــی ♦ - بهـــار کودکـــی مـــا!!

بهـــار کودکـــی مـــا!!


opt71t96yn23p0v4lfhe.jpg

سلام
امروز وقتی چشمم به شکوفه روی یه درخت افتاد, حس کردم واقعا بهار در راهه
این مدت که تکاپو و شور و نشاط مردم رو می دیدم هنوز با بهار فاصله داشتم, اما انگار واقعا بهار نزدیکه
تا حالا توجه کردین تو دوران کودکی همه چیز یه رنگ و بوی دیگه داره, حتی بهار؟
کودکی عینکی داره که همه چیز رو با یه نگاه دیگه و با یه احساس دیگه می بینه
همین بهار و رسیدن عید که الان برای خود من زیاد خوشایند نیست, برای کودکان روزهای طلایی و زیباییه
نزدیک شدن به عید و اون اشتیاقی که برای داشتن ماهی قرمزو تخم مرغ رنگی داشتیم
اون اشتیاقی که برای سفره هفت سین و گرفتن عیدی داشتیم
سال نو, لباس های نو, دید و بازدید و شیطنت و بازی, بدون هیچ دلمشغولی, آزاده آزاد
واقعا اون همه احساسات و لبخندها بکر و خالص و ناب بودند
یه دوره ای که هیچکسی قدرش رو نمی دونه, واقعا هیچ کس
همه اون کودکان دوست دارند بزرگ بشن و کودکی شون با این احساس می گذره و وقتی بزرگ می شن همه غم و اندوه اینه که وای, چقدر زود گذشت اون دوران زیبا...

الان که بهار شده برای ما یه سال بزرگتر شدن و ترافیک و ازدحام شب عید و....
چرا واقعا بهار انقدر رنگ می بازه واسه ما؟

در کل, خواستم بگم کاش بازم کودک بودیم و بی صبرانه منتظر بوی عید

بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی، وسط سفره‌ی نو
بوی خوب نعنا ترخون سر پیچ کوچه‌ها
بوی یاس جانماز ترمۀ مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی مو در می‌کنم




دیدگاه ها : نظرات

نوشته شده در : دوشنبه 20 شهریور 1391 ساعت 01:05      نگارنده : MISS SAYTA




تبلیغات

X