تبلیغات
♦ الــــــــهه شــــــــرقـــــی ♦ - از همــه جا سخـــن!

از همــه جا سخـــن!


من اناری را می‌كنم دانه و به دل می‌گویم كاش این مردم دانه‌های دلشان پیدا بود!!

سلام الهه شرقی
نمی‌دونم چرا وقتی خواستم چیزی بنویسم، یهو این جمله اومد تو ذهنم...
راستش این روزها اتفاقات زیادی برام افتاد... اتفاقاتی كه هم زیبا بودند برام و شاید تو زندگی هر شخصی یك بار بیشتر نباشند و هم یه مقدار اذیت شدم. این روزها استرس زیادی هم داشتم كه باعث می‌شد ذهنم رو درگیر كنه و مشوش باشم. اما خب قدم اول به خوبی برداشته شد و خوشحالم، خیلی خوشحال!
یه نفر این چند روز گذشته یه حرفی بهم زد كه خیلی دلم رو درد آورد و بهتره بگم اصلا انتظار نداشتم ازش!
اما خب ما آدما همین‌طوری هستیم دیگه، دنیامون اینطوری شده، گله‌ای ندارم، نه از اون شخص و نه از دنیا، دنیا گناهی نداره، ما هر كاری كه دلمون می‌خواد انجام می‌دیم و تقصیر رو به گردن دنیا می‌اندازیم
واسه همینه كه می‌گم كاش آدما دانه‌های دلشون مشخص بود... كاش معلوم بود تو دلشون چی می‌گذره! شناخت آدم‌های اطرافمون واقعا سخته، اصلا نمی‌تونی فكرشم بكنی كه دیگران در موردت چه فكری می‌كنند و چطور قاضی رفتارت می‌شن! 
كلا ما انسان‌ها موجودات عجیبی هستیم، خیلی عجیب و گاهن بدجور غیر قابل تحمل!
مهم نیست... می‌گذره.. عادت كردیم به این ناملایمات... كسی كه در حقم بدی كرده رو می‌سپرم به خدا!
پایان نامه: یه حس بكر و دوست داشتنی دارم، یه حسی كه خوشحالم می‌كنه و دلم می‌خواد با دنیا تقسیمش كنم... خب اندكی صبر لازمه! صبر می‌كنم برای اشتراك حس زیبام با دنیا! 
پایانه پایان نامه: پاییز اومده... پاییز دوست داشتنی من با اتفاقات خیلی خیلی دوست داشتنی و مهم و شیرین... خوشحالمممممممممممم!!


دیدگاه ها : نظرات

نوشته شده در : یکشنبه 19 شهریور 1391 ساعت 21:49      نگارنده : MISS SAYTA




تبلیغات

X