تبلیغات
♦ الــــــــهه شــــــــرقـــــی ♦ - نگـــرانم بـــره از دســـت دلــــم

نگـــرانم بـــره از دســـت دلــــم


این روزها یه چیزی سر جاش نیست

حس می‌كنم یه جای كار اشتباهه...

این روزها حال و هوای دلم رو نمی‌فهمم

زندگی رو بی‌خیال شدم و سرم رو به اطراف گرم كردم

این روزها سوالای بی‌جواب رو بدون توجه باقی گذاشتم و تلاشی برای حلشون نمی‌كنم

چم شده؟ چی داره به سرم می‌یاد؟ با خودم دارم چی كار می كنم؟

باور كردنی نیست اما، انگار خودم رو از هر وابستگی و رنجش و دل‌مشغولی رها كردم

راستشو بگم؟ نگرانم!! نگران خودمم... از این وضعیت نگرانم

می‌ترسم به بیراهه برم... می‌ترسم این آرامش قبل طوفان باشه

اول فكر می‌كردم این رهایی و سبك‌بالی فرصت خوبیه برای روزهایی سرشار از آرامش

اما كم‌كم دلم شور می‌زنه... می‌ترسم تو این آسایش خاطر گم بشم

این مدت ننوشتم تا واسه نوشتم مجبور نشم تمركز كنم اما،‌ باید خودم رو پیدا كنم

تا از دست نرفتم باید دست به كار شم... جست جو برای دل!‌

 اضافه كنم كه: امروز یه برف خیلی قشنگ اومد،‌ با تمام وجود دستمو زیر بارش برف گرفتم و همه زیباییش رو لمس كردم

دلم نوشت: غم یه نفر خیلی داره اذیتم می‌كنه... خیلی!

 

mypovxy77t17iruvb2mw.jpg


دیدگاه ها : نظرات

نوشته شده در : سه شنبه 21 شهریور 1391 ساعت 17:19      نگارنده : MISS SAYTA




تبلیغات

X