تبلیغات
♦ الــــــــهه شــــــــرقـــــی ♦ - پـــــرواز

پـــــرواز


قصد عزیمت داشتم از اینجا

از این شهر خالی و سرد و تیره نیت كوچ داشتم

صدایم كردی... با صدای گرم و بهاری‌ات صدایم كردی

جا ماندم، من جا ماندم از قاصدك‌های رقصان

جا ماندم از وزش دیوانه‌وار باد... جا ماندم

از لحظه‌های عبور جا ماندم

خلوتی در پیش روی می‌دیدم با آسمان و زمین و خزان و باران

جا ماندم از این خلوت حقیرانه و رویایی... رویایی برای آرامشم

از این قافله مرا خواندی تا اسارتت را بر چشمانم مهمان كنی؟

جا ماندم تا اسیر قفس محقر و تاریك دلت شوم؟؟؟

قفست را تاب نمی‌آورم... رهایی‌ام را به این اشك‌ها ببخش

پرواز می‌خواهم اندكی... نگذار این بار جا بمانم

 lksu70ruhj1isbg2m7dl.jpg



دیدگاه ها : نظرات

نوشته شده در : سه شنبه 21 شهریور 1391 ساعت 15:22      نگارنده : MISS SAYTA




تبلیغات

X