تبلیغات
♦ الــــــــهه شــــــــرقـــــی ♦ - من هستم

من هستم


چقدر که دلم برای اینجا تنگ شده بود
چقدر که این نبودن سخت بود و تازه متوجه شدم چقدر الهه‌شرقی برام عزیزه
وقتی که برای یه مدت لازمه که فکرت آزاد باشه، لازمه که تمرکزت رو برای نوشتن به کار نندازی و به خودت استراحت بدی... وقتی میای از خداحافظی موقت می‌گی و می‌بینی انقدر بهت لطف دارن... حتی وقتی بین کامنت‌ها یه کامنتِ آشنا از جانبِ یه مهربون می‌بینی که ازت خواسته بیای، چرا زودتر برنگردی؟
چرا به جای چند ماه، درست بعد از یک ماه برنگردی؟ 
برگشتم و باید بگم خیلی سخته دوری از اینجا، خیلی سخته ننوشتن!
یه مقدار با اون حال و هوای همیشگیِ اینجا فاصله دارم، اما وفق می‌دم خودم رو با شرایط، خیلی زود
چقدر خوبه که این برگشتن با شبِ یلدا همراه شد
کوتاه می‌نویسم اما خوشحالم که خیلی زود دوباره به خونه‌ی امنِ مجازیم برگشتم
خیلی زود اون پستی که قول داده بودم رو می‌ذارم... 
اما واجب‌تر از اون تبریکِ یلداست... دوستای مهربون و همیشگیم، یلداتون مبارک. امیدارم زمستون زیبایی در انتظارتون باشه، مواظبِ دل‌‌هاتون باشین که سرد نشه خدای نکرده...


دیدگاه ها : نظرات

نوشته شده در : شنبه 30 آذر 1392 ساعت 17:10      نگارنده : MISS SAYTA




تبلیغات

X