تبلیغات
♦ الــــــــهه شــــــــرقـــــی ♦ - عروسِ نگران

عروسِ نگران


استرس، بی‌خوابی، خستگی...
اینه وضعیت من در این روزا، خستگی که دیگه کلمه‌ی بی‌معنی‌ای شده برام و حسرت یه ساعت استراحت کامل مونده به دلم، از استرس و خوابم نگم بهتره
سه روز، فقط سه روز دیگه مونده و روز قشنگ زندگی‌مون شروع می‌شه
باید سعی کنم این فرصت باقی‌مونده رو آروم باشم، آروم باشم و لبخند بزنم. این روزا دیگه تکرار نخواهند شد، من باید شادمان باشم
امروز حلقه‌هامون رو گرفتیم، همون طرحی که دوست داشتم و انتخاب کرده بودم... بسیار زیبا. تو طلافروشی بقیه کسانی که اومده بودند برای خرید طلا، محوِ حلقه‌های ما شدند و بسیار به انتخابمون آفرین گفتند... من خوشحالم، از همین انرژی‌های مثبت خوشحالم
دلم می‌خواد از این روزا و حال و هواش بیشتر بنویسم، اما حرف زیاده و فرصت کوتاه...
خیلی خیلی دوست دارم شب قبل عروسی بیام و شادیم رو با این خونه دوست‌داشتنیم تقسیم کنم، امیدوارم بتونم بیام

اگه همراهی تو این خونه امن داشتم تا حالا، ازش می‌خوام برامون دعای خوب داشته باشه


621q3mz7tjt2i3xwd7ah.jpg

دیدگاه ها : نظرات

نوشته شده در : دوشنبه 18 شهریور 1392 ساعت 14:33      نگارنده : MISS SAYTA




تبلیغات

X