تبلیغات
♦ الــــــــهه شــــــــرقـــــی ♦ - نــامردمـــی‌هـــا

نــامردمـــی‌هـــا


از این همه نامردمی‌ها قلبم داره می‌میره کم‌کم
من از تو می‌پرسم خدایا اینجا زمینه یا جهنم؟!
وقتی برای گریه کردن باید از این دنیا جدا شد
وقتی واسه آزاد بودن باید اسیر آدما شد
میگن وقتی میخوای از این همه بدبختی راحت شی
یا باید بگذری از جون یا همرنگ جماعت شی
باید اونی شی که میگن باید اونی شی که میخوان
چه رنجی داره تن دادن به این قانون بی‌وجدان
چقد بد میشه وقتی که زمین برعکس میچرخه
یا هر آغاز شیرینی همیشه آخرش تلخه
زمین درگیر ابراز یه جور آفتاب و مهتابه
زمان سرگیجه می‌گیره خدا تو آسمون خوابه
تو دنیایی که هر روزش مثه دیروز می‌مونه
مصیبت میشه وقتی که زمین میچرخه وارونه
ولی ای کاش وقتی که زمین میچرخه وارونه
منو بفرسته چند سالی عقب‌تر برنگردونه
شاید تو این ظلمت خدایا تو ساحلو از یاد بردی
گم شد تو دریا کشتی عشق، سکانو دست کی سپردی
اینجا سر هر چهار و پنجش این خلق درگیر نبردن
حق با ملائک بود وقتی با ناامیدی سجده کردن

jb141vnkr97w9nmhxjw.jpg

راستش شعر خودش گویای تمام حرف‌های نگفته است، نمی‌شه چیزی بیشتر از این گفت. این روزها خیلی زمزمه می‌کنم این شعر سرشار از حقیقت تلخ رو.
این روزها خوبم و آسمون دلم هم آبیه، اوضاع احوالم رو از شعر بد برداشت نکنین، من خوبم 


دیدگاه ها : نظرات

نوشته شده در : شنبه 5 اسفند 1391 ساعت 22:57      نگارنده : MISS SAYTA




تبلیغات

X