تبلیغات
♦ الــــــــهه شــــــــرقـــــی ♦ - همیشه دیر کرده‌ایم

همیشه دیر کرده‌ایم


راستش چند روزیه یک مقدار از لحاظ جسمی میزون نیستم
حالا به اینکه کلن چی به سر خودم آوردم کاری ندارم، اما گاهی وقت‌ها یک آزمایش ساده و ناچیز باعث میشه فکرت حسابی مشغول بشه
میدونین چیه، همیشه اتفاقات ناخوشایند وقتی رخ می‌دن که حسابی دیر کردی! واسه اینه که همیشه باید زمان رو در نظر داشت
خوبم البته، به جز دو انگشت دستم که بدجور سوزوندمشون و جای تاولشون، به جز یه سری بالا پایین‌ها توی برگه آزمایش! خوبم و جای نگرانی زیادی نیست
چند روزی که گذشت اتفاقات زیادی افتاد و دوندگی زیاد پیرو اون‌ها داشتم، اما گذشت و باید بگم یه وقت‌هایی آدم از شدت خستگی تهی از انرژی میشه که شدم
حالا بماند در کنار این توصیفات بالا، روزهای پاییزی قشنگ با بارون‌های بی‌نظیرش که باعث شده بود لبخند و آرامش از ذهنم دور نشه و خوب بمونم
شنبه شب عروسی رفته بودم، یه مراسم عروسی که خاص و کاملن متفاوت بود با عروسی‌های دیگه، یک عروسی کاملن غمگین...
رو صورت مهمانانی که سعی می‌کردند شادی رو تظاهر کنند، اشک هویدا بود، عروسی‌ای که جای خالی یک عزیز باعث شده بود تلخ باشه
انقدر غم حاکم بود بر این مراسم که هنوز بعد از گذشت چند روز بغضش رو در وجودم دارم، اما چه می‌شه کرد، وقتی سرنوشت انقدر بی‌رحمه
حرف و سخن زیاد داشتم، اما به دلیل حجمش عاجزم از بیانشون انگار! 
اتفاقاتی که این روزها در کنارمون رخ می‌دن همشون نکات مهم و حیاتی رو بهمون گوشزد می‌کنن، اما بیشتر وقت‌ها چشم دلمون رو می‌بندیم متاسفانه
عمرمون خیلی کمه، خیلی کم! وقتی جای خالی یک نفر کاملن حس می‌شه تازه متوجه می‌شی چقدر کوتاهی کردی
وقتی سلامتی جسمی و روحیت رو با خط قرمزهایی مواجه می‌بینی، تازه متوجه می‌شی چقدر غافل بودی
وقتی حتی دنیا رو، رو به پایان می‌بینی، تازه یادت میاد ای وای، دنیا تموم شد و من چی کار کردم در این کتاب زندگی؟
حتی وقتی از حال یک دوست بی‌خبر می‌مونی و اون دوست خیلی بهت احتیاج داره...
ای بابا... چی بگم که بهتر از من زمزمه می‌کنید این ناگفته‌ها رو! 

عکس پایین، کلی حرف داره، کلی تلنگر! 

cr5s49p4bwfcnm9oyk4.jpg



دیدگاه ها : نظرات

نوشته شده در : سه شنبه 9 آبان 1391 ساعت 21:46      نگارنده : MISS SAYTA




تبلیغات

X