تبلیغات
♦ الــــــــهه شــــــــرقـــــی ♦ - یه حس زیبا تقدیم به خودم

یه حس زیبا تقدیم به خودم




چقدر عمیق شد این فاصله میان نوشته‌هام
البته قصور از من نبود و این عدم دسترسی به اینترنت و مخابرات فعال و پاسخگویی فوق‌العاده و متعهدانه کارمندانش واسه خودش افسانه‌ای بود بی‌پایان، البته چرا از فعل ماضی استفاده کردم؟ هنوز هم حل نشده این افسانه!
من کلن در تمام طول زندگیم وقتی وارد یک گل‌فروشی یا باغ گل می‌شدم یه حس ناب و زیبا داشتم
با تمام وجود نفس می‌کشیدم تا طراوت و رایحه بی‌نظیرشون رو بر جان بنشونم
همیشه هم یه حس حسادت نسبت به گل‌فروش ها داشتم، یک بار هم به یکیشون گفتم خوش به حالتون که شغلتون آمیخته شده با حس طراوت و تازگی... تصور کنید، هر روز، صبح خودتون رو با یه عالمه گل زیبا شروع کنید!
چند روز پیش بود که وارد یکی از این گلفروشی‌ها شدم، این بار اما نه به قصد خرید دسته گل، نه به قصد خرید گل برای یه شخص دیگه، نه مناسبتی در کار بود و نه الزامی! رفتم برای خودم گل خریدم، برای خود خودم!
تمام وسواسم رو به کار گرفتم، تمام سلیقه‌ام رو خرج کردم تا بهترینشون رو به خودم هدیه بدم
فروشنده که این وسواس رو دید بهم گفت اگر مناسبتش رو بگین یا بدونم برای چه عزیزی می‌خواین بخرین می‌تونم راهنمایی‌تون کنم، با اعتماد به نفس کامل نگاهش کردم و گفتم: برای خودم آقا، می‌خوام واسه خودم گل بخرم
گلی که مد نظرم بود انتخاب کردم و موقع بیرون اومدن از گلفروشی فروشنده صدام کرد و یک شاخه گل بهم داد و گفت این خریدتون یه حس خوب داشت و این گل رو به سپاس این حس خوبی که تو مغازه‌ام به جریان انداختین از من بپذیرین... تشکر کردم و اومدم بیرون!
اصلن نمی‌تونید تصور کنید این هدیه به خودم چقدر و چقدر باعث خوشحالی و نشاطم شد
همیشه که نباید آدم به دیگران هدیه بده، یه وقتهایی لازمه زیباترین هدیه‌های دنیا رو تقدیم روح و روان خودش بکنه
این احساس معرکه است، این احساس بی نظیره که خودت رو غافلگیر و شادمان کنی
خوبم من، از این حس تازه خوشحالم

دیدگاه ها : نظرات

نوشته شده در : یکشنبه 19 شهریور 1391 ساعت 23:56      نگارنده : MISS SAYTA




تبلیغات

X